امروز مي خوام يه چيزي بگم.ميشه دستتون رو بزاريد سمت چپ سينتون، همونجا كه قلبتون هست، بعد به قصه من گوش كنيد.يكي بود يكي نبود.يه روز يكي بود كه عزيزترينم بود عزيزترينش بودم. يه روز عزيزترين بهم گفت كه من يه جنازه متحرك بيشتر نيستم. گفت ديگه هيچ وقت دلش برام تنگ نميشه. ميدونيد، مهم اين نيست كه من بميرم يا زنده باشم. مهم اينكه درست همونجا كه دستتون هست، توي قلبتون زنده باشم. اگه تو قلبتون زنده باشم حتي اگه بميرمم زندم. اگه تو قلبتون زنده نباشم حتي اگه زنده باشم هم مردم

0 Comments:
Post a Comment
<< Home