Tuesday, September 14, 2004

فكر كردن


دوست خوبی داشتم خيلی عميق فکر می کرد؛غرق شد.
دوست بهتری داشتم خيلی سطحی فکر می کرد؛روی همون سطح ليز خورد و زمين خورد.
دوست متوسطی داشتم که فکر نمی کرد؛هنوز هم خوشحال و متوسطه.
تنيجه تکنيکی:فکر نکنيد.خودتونو اذيت می کنيد؛اميدوار باشيد به اميد حق تعالی حل می شه

0 Comments:

Post a Comment

<< Home