خداحافظ دوست خوبم
امروز يكي از روزهاي غم انگيزم بود .يكي از بهترين از دوستام كه از طريق بابا باهاش آشنا شده بودم رفتش واسه هميشه تهران. دكتر خيلي مرد خوبي بود خيلي هم مهربون خدا به همراش باشه .خيلي چيزها ازش ياد گرفتم استاد درس زندگي بود. مي گم اين خيللي مهمه كه افراد بدون هيچ چشمداشتي تجربه 70 سالشو ن رو بي دريغ بهم بگه . امشب تو ايستگاه قطار واسه آخرين بار بهم گفت تا جايي كه توانش رو داري درست رو بخون . اين با يه لحن خاصي گفت كه هنوز يادم مياد اشك تو چشام حلقه ميزنه. واسه مني كه واقعا يه چند وقت خسته شده بودم خسته از همه چيز.بااينكه كارشناسي هم قبول شدم مي خواستم از مهر نرم ولي اين حرف دكتر خيلي روم اثر گذاشت.آخر سرم كه داشت مي رفت بوسيدم وگفت: در دلم بود كه بي دوست نباشم هرگز چه توان كرد كه سعي من و دل باطل بود
دكتر طاهر محموديان عزيزم هر جا هستي موفق باشي 
0 Comments:
Post a Comment
<< Home